در بهترین حالت، Battlefield 6 هر چیزی را که میتوانید از یک بازی Battlefield بخواهید، ارائه میدهد. درگیریهای نزدیک به درگیریهای دوربرد تبدیل میشوند، زیرا نقاط کنترل دست به دست میشوند و اکشن از محدودههای تنگ ساختمانهای نیمه ویران به پهنههای باز زمین منتقل میشود. در حالی که جتهای جنگنده و هلیکوپترها از بالای سرتان بالا میروند، یک پزشک دستگاه شوک را بیرون میآورد و به سمت رگبار گلولهها میدود تا یکی از همجوخهایهایش را که تازه سعی در انهدام یک تانک با مشتی C4 داشته، زنده کند.
در جای دیگر، یک تک تیرانداز که در یک ساختمان بلند مستقر شده است، توسط یک RPG که به خوبی در جای خود قرار گرفته است، از بین میرود و سوراخی در لانه آنها ایجاد میکند تا اینکه کل ساختمان در نهایت فرو میریزد، در حالی که تنها چند یارد آن طرفتر، پوسته سوخته یک هلیکوپتر از آسمان میافتد و سرنشینان قبلی آن در میان رگبار گلولهها به زمین میافتند. Battlefield 6 بازگشتی به فرم اولیه برای یک بازی تیراندازی چند نفره است که با هرج و مرج زیاد شکوفا میشود.

به دلایل بیشماری، Battlefield 2042 به اندازه کافی این لحظات را تداعی نکرد، و باعث شد استودیوهای Battlefield – نام مشترک توسعهدهندگان DICE، Criterion، Motive و Ripple Effect – برای آینده این مجموعه به گذشته نگاه کنند. کاملاً مستند است که Battlefield 3 و 4 الهامبخش اصلی در طراحی آخرین نسخه این مجموعه بودهاند و این قطعاً در نحوه بازی آن منعکس شده است. این یک رویکرد منطقی است که با توجه به استقبال منفی از Battlefield 2042، به خصوص زمانی که بسیاری از طرفداران خواستار دنباله مستقیم چهارمین نسخه اصلی این مجموعه بودهاند. در نتیجه، Battlefield 6 چیز بسیار کمی دارد که به طور خاص تازه یا جدید به نظر برسد، اما نمیتوان انکار کرد که اساساً Battlefield است. هنوز هیچ چیز دیگری کاملاً شبیه هرج و مرج چندوجهی آن نیست، بنابراین بازگشت به فرم اصلی برای به حرکت درآوردن نبضها بیش از حد کافی است، حتی اگر لزوماً این مجموعه را به جلو سوق ندهد.
البته، همین حس در مورد بخش تک نفره بازی صدق نمیکند. در بیشتر موارد، بخشهای قبلی Battlefield در بهترین حالت متوسط بودهاند. لحظات برجستهای وجود دارد – مانند سکانس جت جنگنده در Battlefield 3 و ماموریتی با تمرکز بر Tirailleurs سنگالی در Battlefield 5. در مقایسه، بخش داستانی Battlefield 6 یکی از آن بازیهای تیراندازی تقریبا بیهدف است. این بازی پر از اصطلاحات نظامی و دیالوگهای جدی و خودمانی است که انگار فقط برای نقل قول نوشته شده است، یک اثر پرفروش و انفجاری است که طیف وسیعی از کلیشههای مورد انتظار را هم در روایت و هم در طراحی ماموریتهایش به کار میگیرد.

داستان که در سال ۲۰۲۷ اتفاق میافتد، در آیندهای نزدیک روایت میشود، جایی که اتحاد ناتو در آستانه فروپاشی است. با توجه به آشفتگی ژئوپلیتیکی در قلب ماجرا، چندین کشور بزرگ اروپایی تصمیم گرفتهاند از این اتحاد جدا شوند و به یک شرکت نظامی خصوصی به نام Pax Armata اجازه میدهند تا خلأ قدرت ناشی از آن را پر کند. Pax Armata به منابع مالی فراوان و جدیدترین فناوریها مجهز است و همین امر باعث میشود کشورها برای محافظت به این شرکت روی آورند و جنگی را علیه آنچه از نیروهای ناتو باقی مانده است، آغاز کنند. در بحبوحه این درگیری جهانی، شما در نقش اعضای مختلف Dagger 13، یک گروه نخبه از تفنگداران دریایی ایالات متحده که علیه PMC قدرتمند میجنگند، بازی میکنید.
این یک چیدمان بالقوه جالب است، اما با وجود ماهیت سیاسی کل داستان، Battlefield 6 با مبهم بودن عمدی تا حد امکان، روند بازیهای تیراندازی نظامی اخیر را دنبال میکند. Pax Armata یک دشمن جهانی تلقی می شود که نقش مبهمی را در کمپین بازی ایفا میکند، در حالی که به درستی به جوانب آن پرداخته نشده است. هیچ قصدی برای انعکاس دنیای واقعی یا پاسخ به سوالاتی مانند اینکه چرا فرانسه یکی از کشورهایی است که از ناتو خارج میشود، وجود ندارد. همه اینها صحنهآراییهای سطحی است که به طور منفی به یک داستان معمولی حول محور یک شرور میچرخد که باید قبل از اینکه کار بدی انجام دهد، جلویش را بگیرید. پایان بازی نشان میدهد که ممکن است کمی بیشتر از این باشد، اما به نظر میرسد که این داستان برای یک دنباله یا پسزمینه روایی برای فصل چند نفره آینده ذخیره شده است، بنابراین تنها چیزی که برای شما باقی میماند یک داستان بیروح و فراموششدنی دیگر در مجموعهای است که به خاطر آنها شناخته شده است.

خود ماموریتها هم خیلی بهتر نیستند. باید گفت Call of Duty نقطه مقایسه واضحی است. سری کالاف دیوتی که با ماموریتهای باز و مخفیکاری امتحان خود را پس داده است، Battlefield 6 کاملاً در همان طراحی خطی پیشینیان خود ریشه دوانده است. این ذاتاً چیز بدی نیست، اما اجرای آن قدیمی و بیروح است و هیچ ماموریتی وجود ندارد که به شدت کسلکننده نباشد. از یک بخش مخفیکاری مجهز به دید در شب گرفته تا یک ماموریت تکتیراندازی استاندارد و بخش تانکی، هیچ چیزی در اینجا وجود ندارد که قبلاً بازی نکرده باشید و البته بهتر از آن، در سایر بازیهای تیراندازی وجود دارد.
بخش داستانی بازی در کل تأثیرگذار و رضایتبخش است، اما هوش مصنوعی دشمن یا پشت سنگر پنهان میشود یا مستقیماً به شما حمله میکند، بنابراین اکشن لحظه به لحظه فاقد هرگونه پویایی است. حتی سیستم تخریبپذیری اغراقآمیز بازی هم عمدتاً برای از بین بردن تکتیراندازها و برجکهای دشمن استفاده میشود.

خوشبختانه، بخش چندنفره Battlefield 6 به معنای مثبتتری «Battlefield کلاسیک» است. متخصصان بحثبرانگیز به سبک تیراندازی قهرمانی از سال ۲۰۴۲ رفتهاند!!!! و به یک سیستم کلاس آشنا با چهار ستون مشخص بازگشتهاند. Assault یک جنگنده خط مقدم است که با یک نارنجکانداز از دیوارها عبور میکند و با یک تزریق سریع آدرنالین، از انفجارها و نارنجکهای فلش جلوگیری میکند. Engineer در طول نبردهای وسایل نقلیه حیاتی است و از یک چراغ جوشکاری برای تعمیر تانکهای خودی استفاده میکند و در عین حال با پرتابکنندهها و مینهای زمینی مختلف به زرهپوشهای دشمن حمله میکند. Support پزشک گروه است که قادر است به سرعت سربازان سرنگون شده را زنده کند و مهمات همه را با کیسههای مهمات اضافی پر کند. در نهایت، Recon به عنوان یک تکتیرانداز عالی عمل میکند و با نگاه کردن با یک دوربین دوربرد، واحدهای دشمن را علامتگذاری میکند.

شما میدانید که با این کلاسها چه چیزی دریافت میکنید، اما ویژگیهای خاص و گجتهای تخصصی مرتبط با هر کدام نیز به آنها کمک میکند. به عنوان مثال، کلاس Support میتواند پوشش قابل استقرار ایجاد کند و به شما چیزی برای پنهان شدن در هنگام احیای همتیمیها یا سطحی برای نصب LMG خود میدهد. در همین حال، کلاس Assault میتواند اهداف را سریعتر از سایرین تصرف کند و همچنین با گجتهایی – مانند نردبان و پرتابگر پرتابه – تکمیل میشود که راههای بیشتری برای نزدیک شدن به مناطق محافظت شده به شما میدهد. یک همافزایی لذتبخش در پشت هر کلاس و ترکیبهای مختلف تجهیزاتی که میتوانید ایجاد کنید وجود دارد و این حس قطعی وجود دارد که مشارکتهای فردی شما به تیم کمک میکند و بر نتیجه مسابقات تأثیر میگذارد، حتی اگر لزوماً تعداد زیادی کشته نداشته باشید.

هر کلاس همچنین یک نوع سلاح خاص مرتبط با خود دارد که به شما پاداشهای مختلفی برای مثلاً تجهیز یک تفنگ تکتیرانداز در هنگام بازی به عنوان یک Recon میدهد. چه کاهش دامنهی سلاح باشد و چه بهبود دقت شلیک، این بهبودها محسوس هستند و شما را تشویق میکنند تا هنگام بازی در قالب کلاسهای خاص، از انواع خاصی از سلاح ها استفاده کنید.
با این حال، در یک تغییر جزئی در ساختار کلاس سنتی، هر کلاسی میتواند از هر سلاحی استفاده کند، مگر اینکه در لیست پخش «closed weapon» باشید. این برای تکمیل چالشها و کسب امتیاز برای استفاده از سلاحهای مختلف مفید است، زیرا میتوانید نوع سلاح را بدون نیاز به تغییر به کلاس کاملاً متفاوت تغییر دهید، اما به غیر از آزادی بیشتر، هیچ مزیت آشکار دیگری وجود ندارد. من از اینکه میتوان هنگام بازی به عنوان یک مهندس از تفنگ تهاجمی به جای SMG استفاده کرد، قدردانی میکنم، اما داشتن توانایی استفاده از هر سلاحی با هر کلاسی، سیستم کلاس را تا حدودی تضعیف میکند.

در نتیجه، انواع سلاحهای اختصاصی مانند یک افزودنی جزئی به یک بسته آشنا به نظر میرسند و همین امر در مورد سیستم حرکت جدید بازی نیز صادق است. این کلمه کلیدی که «سیستم مبارزه جنبشی» نامیده میشود، اساساً به این معنی است که اکنون کنترل بیشتری بر تحرک خود و چند گزینه تاکتیکی جدید هنگام شروع آتش دارید.
گذشته از امکان سوار کردن سلاح و خم شدن به گوشهها، جالبترین تأثیر این سیستم اصلاحشده، بر حرکت شماست. توانایی دویدن در حالت چمباتمه زده به ویژه در نقشههای بزرگ Battlefield مفید است و گرفتن یک دوست زخمی و کشیدن او به مکانی امن از میان رگبار گلولههای دشمن، لحظات سینمایی را ایجاد میکند. چیز جدیدی نیست، اما برای بازیای که به دنبال تقلید از افتخارات گذشته است، چین و چروکهای کوچکی مانند این، سوزن را به سمت ایجاد هویت سوق میدهد.

از نظر حالتهای بازی، Battlefield 6 مودهای همیشگی را با حالتهای کلاسیک و مبتنی بر هدف در مقیاس بزرگ مانند Conquest، Breakthrough و Rush ارائه میدهد. Escalation تنها تازه وارد است که مانند ترکیبی از Conquest و Breakthrough عمل میکند، با دو تیم که بر سر قلمرویی میجنگند که به تدریج با تصرف و نگه داشتن اهداف کوچک میشود. این یک چرخش لذتبخش در فرمول است، مانند یک بازی معمولی Conquest شروع میشود و سپس با نزدیک شدن به چند هدف باقیمانده، تنش بیشتری پیدا میکند. در همین حال، حالت Rush به خاطر تبدیل شدن اکثر مسابقات به نبردی یکطرفه، به دلیل میدان دید وسیع، کمی در ذوق مخاطبین می زند، در حالی که حالتهای کوتاهشدهی فقط پیادهنظام مانند Team Deathmatch و King of the Hill هنوز هم مانند میخهای مربعی در یک سوراخ گرد هستند و با از بین بردن تقریباً هر چیزی که باعث جذابیت بازی میشود، تجربهی Battlefield را تضعیف میکنند.

البته، حالتهای تثبیتشدهای مانند Conquest و Breakthrough فقط تا جایی که نقشههای بازی اجازه میدهند، پیش میروند و Battlefield 6 قطعاً در این زمینه تقریبا خوب است. در حالی که نقشههای Battlefield 2042 اغلب خیلی بزرگ بودند، نقشههایی که با Battlefield 6 شروع میشوند، در جهت مناسبی قرار دارند. حتی Mirak Valley – بزرگترین نقشه موجود در زمان عرضه – به دلیل طرحبندی باریک و اهداف نزدیک به هم، فشرده و خوب به نظر میرسد. هیچ یک از نقشهها فضای تنفس زیادی ارائه نمیدهند و احساس میشود که همه دائماً روی هم قرار دارند، به خصوص وقتی سازههای داخلی شامل ورودیهای مختلف زیادی هستند.

شدت بازی خوب است، اما نه وقتی که اینقدر مداوم باشد. لحظات آرام، جایی که ممکن است سعی کنید با دزدکی حرکت کردن در اطراف محیط نقشه، دشمن را از پهلو دور کنید، به برجسته کردن اکشن کمک میکنند، اما نمونههایی از این دست بسیار کم و پراکنده هستند. عمودی بودن نیز فقط یک طرفه است، بدون هیچ تونل یا غاری که بتوان از آن صحبت کرد. این مشکل در نقشههایی مانند شهر جدید Sobek وجود دارد، جایی که تکتیراندازها میتوانند در ساختمانهای بلند اردو بزنند تا کل نقشه را ببینند. البته جایی برای پنهان شدن وجود دارد، اما وقتی با نیروهای دشمن روی زمین درگیر هستید، آخرین چیزی که نیاز دارید این است که زیر آتش مداوم تکتیراندازها باشید!!!

همچنین فقدان تنوع بصری در بین نقشه ها کاملاً مشهود است. پل منهتن و امپایر استیت مانند یک نقشه واحد هستند که به دو قسمت تقسیم شده است، در حالی که شهر جدید سوبک و محاصره قاهره سهم قهوهای و غبارآلود را پر میکنند. اثرات آب و هوا نیز به طور قابل توجهی وجود ندارد، بنابراین هر نقشه دائماً آفتابی است و شما یا در خیابانهای باریک شهر یا بین سازههای کوچکتر (با دو نقشه که یک سایت ساختمانی در مرکز دارند) میجنگید. چیزی شبیه Rogue Transmission در Battlefield 4 وجود ندارد، جایی که وقایع در زیر و اطراف یک دیش ماهوارهای غولپیکر اتفاق میافتد، یا Fjell 652 در Battlefield V که شما را در حال جنگ در میان یک رشته کوه برفی نشان میدهد. آب هم عامل مهمی نیست، بنابراین انتظار نداشته باشید که یک قایق را هدایت کنید یا با شنا کردن در زیر سطح آب به سمت هدفی مخفیانه بروید. اگرچه حداقل شایعه شده است که درگیریهای دریایی در راه است!!!

نقشههای جداگانه خوبی در اینجا وجود دارد – مانند Liberation Peak، Mirak Valley و Iberian Offensive – که نقاط حساس و زمینهای ناهمواری را برای جنگ وسایل نقلیه ارائه میدهند. نبرد در میان ساختمانهای آجری نیویورک زیر سایه پل بروکلین، هیجان بینظیری است، همانطور که بیرون آمدن از میان علفهای بلند و شلیک موشک به زیر یک تانک، هیجان خاصی دارد. با این حال، وقتی به صورت کلی به آن نگاه کنیم، Battlefield 6 فاقد تنوع است و فاقد نقشههای برجستهای است که مردم ۱۰ سال بعد هم به یاد خواهند داشت.
خوشبختانه، همین نوع نقشهها ممکن است در نهایت در حالت پورتال Battlefield 6 ظاهر شوند: یک ابزار وب و SDK که به بازیکنان اجازه میدهد بازیهای سفارشی را میزبانی کنند و حالتهای بازی و نقشههای جدید ایجاد کنند. در حال حاضر یک بازسازی شگفتآور و خوب از Shipment بازی Call of Duty 4 برای بازی در دسترس است. همچنین میتوانید با جتهای جنگنده مسابقه دهید، یک نسخه هیجان انگیز از Conquest را بازی کنید و به حالت تیراندازی extraction بروید، در میان سایر تجربیات ایجاد شده توسط کاربر. اکنون قضاوت دشوار است، اما پتانسیل آن آشکار است و من مشتاقم ببینم که Portal چگونه در طول عمر بازی تکامل مییابد – و نقشههای رسمی که در ادامه منتشر میشوند را ذکر نمیکنم!!!!

این را با همه چیز دیگر ترکیب کنید، و Battlefield 6 بازگشتی به فرم اصلی خود است، حتی اگر به اوج خود در این سری نرسد. کمپین به همان اندازه که انتظار میرفت، کمفروغ است و نقشههای چند نفره در بهترین حالت همیشه مناسب هستند، به طوری که هنوز یک تیراندازی فوقالعاده رضایتبخش در اینجا وجود دارد که هیجان چند نفره را برخلاف هر چیز دیگری ارائه میدهد. حتی اگر دهها کشته هم نداشته باشید، باز هم به خاطر مشارکت در کارهای دیگر پاداش میگیرید و هیچوقت از قرار گرفتن در میانهی یک لحظهی تاریخی در Battlefield دور نیستید. شاید این یک تجربهی آشنا باشد، اما Battlefield 6 به وضوح میداند چه چیزی این سری را تا این حد جذاب میکند.
مجله پی اس پارک به این بازی امتیاز 7.5 از 10 را می دهد
نکات مثبت
گانپلی قوی و قدرتمند است
کلاسهای آشنا از نظر پارامترهایشان واضح هستند و هر کدام حس قابل قبولی دارند
ویژگیها و ابزارهای اختصاصی تضمین میکنند که هر کلاس متمایز است و امکان ترکیب هماهنگ تجهیزات را فراهم میکند
دویدن در حالت نشسته و کشیدن همتیمیهای کشتهشده به مکانی امن، از ویژگیهای مثبت بازی هستند
نکات منفی
داستان تکنفره با وجود یک فرضیه جذاب، بیروح و فراموششدنی است
ماموریتهای بخش داستانی بیروح و اغلب کسلکننده هستند
بیشتر نقشهها بیش از حد فشرده و فاقد هویت بصری هستند
