ما در حال دویدن در یک اتاق متروکه هستیم و چرخی داریم که برای فرار باید آن را به یک گاری وصل کنیم. من و همکارم در بازی همزمان فریاد میزنیم، در حالی که پوستهای توخالی و لزج انسانهای سابق به سرعت به دنبال ما میلغزند. یک ضربه به مچ پایمان بخورد، میمیریم و مجبور میشویم دوباره با هم روبرو شویم. تقریباً بیجهت تنشزا است – نقاط بازگشت به زندگی بسیار بخشنده هستند و اینجا هیچ خطری وجود ندارد – اما به نوعی این موجودات وهمآور نامیرا ضربان قلبم را بالا میبرند و کف دستهایم عرق میکنند. نمیخواهم گرفتارشان شوم، هر چه که هستند و هر طور که به وجود آمدهاند.

در حالی که استودیو Tarsier به خاطر حذف تصاویر تحریفشده و آزاردهنده بازی Little Nightmares در سال ۲۰۲۱ با انتقاد مواجه شده بود، این توسعهدهنده در Reanimal به عجیبترین شکل ممکن بازگشته است. حس دلخراش کشف یک حیوان غولپیکر و جهشیافته به طرز عجیب و نوستالژیکی آرامشبخش است، به این معنی که Reanimal نه تنها میراث Little Nightmares را زنده میکند، بلکه از آن پیشی میگیرد. با وجود فضای وهمآلود و نگرانکنندهاش، Reanimal کاملاً لذتبخش است. من از اینکه شریکم را به سمت چیزی که به نظر بنبست میرسد بکشانم، لذت زیادی میبرم، فقط برای اینکه یک شکاف باریک در آجرکاری پیدا کنم که بتوانیم از آن عبور کنیم تا اشیاء قابل جمعآوری یا اسرار دیگر را کشف کنیم. من معمولاً کسی نیستم که به دنبال تروفی یا دستاورد باشم، اما Reanimal باعث میشود که بخواهم هر گوشه از محیط کثیف آن را کشف کنم تا بیشتر دنیای آن را جذب کنم.

بازی Reanimal شما را در نقش خواهر و برادرهای یتیم قرار میدهد که سعی در نجات دوستان گمشده خود دارند. از آنجایی که این بازی زاییده افکار سازندگان سابق Little Nightmares است، من از قبل میدانم که باید انتظار داستانسرایی تکهتکه شده را داشته باشم، و با گذر از این تجربه ترسناک، افسانهها را کشف کنیم – هر راز لایههای بیشتری به روایت خواهر و برادرها اضافه میکند. این منجر به نظریهپردازیهای زیادی بین من و همراهم در طول بازی میشود که بیشتر آنها به طرز خندهداری نادرست از آب در میآیند.
واقعیت بسیار بسیار تاریکتر از آن چیزی است که از ابتدای بازی میتوانستیم پیشبینی کنیم، جایی که خود را در یک قایق، تنها و مجبور به کشیدن خواهرتان از اعماق آب مییابید. از آن لحظه به بعد، دور شدن بیش از حد از یکدیگر منجر به مرگ خواهد شد. به همین دلیل، بازی از یک زاویه دید دوربین واحد انجام میشود و بر لزوم اتحاد، کار تیمی و – چیزی که برای ما سختترین بود – توافق بر سر تعداد درهای مخفی، گذرگاهها و اشیاء قابل جمعآوری متعدد بازی که میخواهید کشف کنید، تأکید دارد.

خواهر و برادرهای یتیم باید با کاوش در مجموعهای از جزایر از طریق قایق و پیاده، سه دوست رها شده خود را پیدا کرده و نجات دهند. هرگز به صراحت بیان نمیشود که چگونه این دوستان گم شدهاند و Tarsier Studios با امتناع از توضیح بیشتر در مورد آن، تعلیق را حفظ میکند. در عوض، سبک روایت ما را مجبور میکند تا به نتیجهگیریهای خودمان برسیم و این یکی از جنبههای مورد علاقه من در بازی است. نمادگرایی، استعارهها و مفاهیم، همگی منجر به این احتمال میشوند که بازیکنان مختلف داستانهای مختلفی را که در دنیای خواهر و برادرها به عنوان داستانهای اصلی در نظر میگیرند، انتخاب کنند.
نقاط قوت Reanimal، جهانسازی هولناک و حس عمیق هنری آن است. هر صحنه با موجودات عجیب و غریب تزئین شده و با یک پالت خاکستری ملایم که به فضای خصمانه میافزاید، تأکید میکند. وقتی از رنگ استفاده میشود، تقریباً منحصراً یک قرمز زرشکی هشداردهنده است، چه برای نشان دادن جهت حرکت باشد و چه برای هشدار دادن به شما در مورد خطر. هرچه قرمز بیشتر باشد، هشدار شدیدتر است. این هشدار تقریباً بینقص در سراسر بازی اجرا میشود، به خصوص هنگام رویارویی با غول پایانی بازی. لحظاتی از استراحت وجود دارد – پس از نجات موفقیتآمیز یک کودک یتیم دیگر، به ما امید کوتاهی داده میشود که اگر بتوانیم از این مجموعه کابوسوار جزایر فرار کنیم، همه چیز در نهایت خوب خواهد شد.
برای مثال، حتی در لحظات آرامی که هیولاها ما را تعقیب نمیکنند یا یک بستنیفروش کینهتوز ما را دنبال نمیکند و یا از برج ساعت ما را نمیکشد، این حس وجود دارد که چیزی همیشه ما را تماشا میکند. فرقی نمیکند که در حال عبور از یک لوله فاضلاب تنگ باشید یا مخفیانه در یک مزرعه وسیع و باز حرکت کنید؛ دنیای Reanimal واقعاً شوم است. بخشی از این به دلیل جلوههای بصری است، اما تا حد زیادی به طراحی صدای خیرهکننده بستگی دارد. از یک گوش میتوانم صدای چکه آهسته لولهای که در نزدیکی نشت میکند را بشنوم، و از گوش دیگر صدای تنفس یا قدمهایی را میشنوم که آنقدر کوتاه هستند که تقریباً احساس میکنم آنها را تصور کردهام.
ترکیب این عوامل – و این واقعیت که Reanimal برای ایجاد فضای خود به ترسهای ناگهانی و بیارزش متکی نیست – توضیح میدهد که چرا من در تمام مدت بازی اینقدر مضطرب هستم. یک حس دائمی از عذاب قریبالوقوع وجود دارد که در دلم لانه میکند و با هر کشف، فقط تشدید میشود. وقتی در پیچیدگیهای روایت بازی و معنای واقعی آن عمیق میشوید، حتی نگرانکنندهتر هم میشود. Reanimal با مضامین بالغانهتری نسبت به Little Nightmares سروکار دارد، بنابراین طرفداران معمولی ژانر وحشت ممکن است آن را طاقتفرسا بیابند. در حالی که Little Nightmares بر دیدگاه کودکان و نحوه نگاه آنها به جهان تمرکز داشت، Reanimal بر آسیبهای دوران کودکی و اینکه چگونه مرور مجدد آن آسیبها اغلب میتواند هیولاییتر از تجربه اصلی باشد، تمرکز دارد. این بازی شخصیتر، خامتر و نزدیکتر به وحشت روانشناختی نسبت به Little Nightmares است.
با این حال، شباهتها با Little Nightmares در گیمپلی بازی بیشتر مشهود است. خواهر و برادر باید از جزیرهای فرار کنند که باید حس خانه را القا کند، اما در عوض به شدت خصمانه به نظر میرسد. برای انجام این کار، آنها باید با هم همکاری کنند تا با موفقیت بخشهای مخفیکاری را انجام دهند، معماها را حل کنند و دشمنان را از بین ببرند. اضافه شدن سلاحهایی به شکل چاقو در اواخر بازی که برای از بین بردن تهدیدها و همچنین باز کردن مسیرهای صعبالعبور استفاده میشوند، یک نکته مثبت است – این باعث میشود احساس کنم کنترل بیشتری بر گیمپلی دارم، نه اینکه کنترلکننده یک رمان تصویری باشم. درگاههایی وجود دارد که شبیه آثار هنری بازیهای اصلی Little Nightmares هستند و ماسکهای پوشیدنی که همان سیستم مورد استفاده Little Nightmares را منعکس میکنند. معماها از پیچیدگی مشابهی برخوردارند، اگرچه آرزو میکنم که کمی چالشبرانگیزتر بودند. تنها دو لحظه وجود دارد که ما بیش از چند ثانیه صرف فهمیدن اقدام صحیح برای پیشرفت بیشتر کردیم. اگر تعداد بیشتری از این موارد وجود داشت، پس از اتمام بازی، حس موفقیت بیشتری به من دست میداد. بعضی وقتها بعد از یک صحنه تعقیب و گریز پرتنش یا یک صحنه ترسناک نادر که قلبتان را به تپش میاندازد، به آن لحظات چالشبرانگیز نیاز دارید تا نفسی تازه کنید.
در حالی که Reanimal فقط حدود پنج تا هفت ساعت گیمپلی دارد، ما قصد داشتیم بازی را در دو بخش تمام کنیم. به عنوان والدین پرمشغله با برنامههای فشرده، تجربههای بازی کوتاه برای ما مناسبتر است، اما به لطف توانایی حرفهای Reanimal، متوجه شدیم که میتوانیم آن را در یک نشست به پایان برسانیم. چه در حال از بین بردن یک دشمن باشید، چه در حال حل یک معما برای باز کردن یک مسیر، یا دیدن رونمایی از غول آخر بازی در حالی که از طریق فلشبکهای سینمایی تغییر شکل میدهد و تحریف میشود، تا پایان تیتراژ بارها و بارها تکرار میکردیم: «فقط یک فصل دیگر».
و در حالی که ما بازی را به صورت کوآپ بازی کردیم، میتوانید به صورت آنلاین نیز بازی کنید. با این حال، لازم به ذکر است که قابلیت بازی بین دو نفر (کراسپلی) در زمان عرضه در دسترس نیست و مشخص نیست که آیا بعداً این قابلیت اضافه خواهد شد یا خیر. اگرچه این بازی با مجوز دوست شما ارائه میشود – به این معنی که شخصی که با او بازی میکنید نیازی به داشتن یک نسخه از بازی ندارد – اما اگر نتوانید یک شرکتکننده مشتاق پیدا کنید، Reanimal جای خالی را با یک همراه هوش مصنوعی پر میکند.
دیدن Reanimal در یک نشست باعث شد احساس کنم که در سفر خواهر و برادرها همراهشان بودهام، دستان کوچک و معصومشان را گرفتهام در حالی که وحشتهایی فراتر از درک را کشف میکردند. پایان Reanimal در را برای توضیحات بیشتر باز میگذارد، بنابراین DLC بعدی برای بازی واقعاً مرا هیجانزده کرده است. متأسفانه، هنوز کلی سوال دارم و بدون تاریخ انتشار DLC، در حالت برزخ هستم. تصاویر و مفاهیم آن مانند کابوسهای خواهر و برادرها در ذهن من باقی مانده است. در حالی که Reanimal مطمئناً نگرانکننده است، اما بسیار زیبا نیز هست. این بازی نوری بر اهمیت همراهی میتاباند – در حالی که ممکن است با لحظاتی از عدم قطعیت و ناامنی روبرو شوید، تنها نیستید و این بسیار ارزشمند است.
مجله پی اس پارک به بازی امتیاز 8.2 از 10 را می دهد
نکات قوت
طراحی شخصیتهای واقعاً وهمآور است
محیطهایی که به طرز عجیبی خالی به نظر میرسند اما همچنان به داستان کمک میکنند
تغییرات غافلگیرکننده روایت شما را درگیر نگه میدارد
همکاری برای بقا ضروری است و گیمپلی دونفره استراتژیکتری را ایجاد میکند
نکات منفی
معماها به ندرت چالش برانگیز هستند
روایت ناقص به نظر میرسد






