بزرگترین سوالی که هیچ کس نمی خواهد در مورد خدای جنگ راگناروک پاسخ دهد این است که بعداً چه اتفاقی می افتد؟ God of War (2018) در حالی که تمام اتفاقاتی که قبلاً در داستان کریتوس رخ داده بود را کاملاً تصدیق می کرد، یک مسیر جذاب جدید را برای سریال ایجاد کرد. این روایت دیدگاه جدیدی از زندگی دشوار کریتوس و تلاش او برای ساختن زندگی جدید ارائه میدهد، و به نوعی توانست با یک نتیجه رضایتبخش به پایان برسد و در عین حال موضوعات زیادی را برای طرفداران به بحث و نظریهپردازی برای چهار سال باقی بگذارد. زمانی که پنج ساعت ابتدایی راگناروک را پلی داده می شود, می توان به تعداد شگفت انگیزی از سوالات پاسخ داد. من نمیخواهم این تجربه داستانی را خراب کنم (و نخواهم کرد)، اما خوشحالم و فکر میکنم باید برای فصل بعدی بازی هیجانزده باشید…بازی Ragnarök تقریباً به معنای واقعی کلمه از جایی که آخرین بازی متوقف شد شروع میشود و طبق سنتی که در اولین بازی God of War در سال 2005 ایجاد شد، با ماجراجویی قوی شروع میشود. افتتاحیه به سرعت ارزش های تولید عظیمی از انیماتورها و هنرمندان متخصص را با سکانس های متعدد به نمایش می گذارد که به یادآوری می کند که چرا سال ها طول می کشد تا این تجربیات حماسی ساخته شود. شخصیتهای جدید و قدیمی ظاهر میشوند، و اجراها همچنان برخی از بهترین بازیهای ویدیویی هستند.
دوربین تک شات نیز فوراً برمی گردد و ارزش خود را ثابت می کند. در سری قبلی، به بازیکن این احساس داد می شد که ماجراجویی را در زمان واقعی در یک مکان کاملاً درک شده تجربه میکنند. این در اینجا همچنان صادق است و حتی ترفندهای جدیدی را برای ارائه داستان به روش های منحصر به فرد و معنی دار ارایه می دهد..نبرد پنج ساعت اول بیشتر با تجربه قبلی آشناست. ممکن است داستان God of War عنصری باشد که شما مدتها پس از دیدن تیتراژ,آن را از بین میبرید و به آن فکر نمیکنید، اما مبارزه چیزی است که شما را در لحظه درگیر میکند. برخلاف بازی 2018، کریتوس با سپر بزرگتری شروع میکند و پرتاب و بازیابی تبر دوباره احساس خوبی دارد.
یکی از معدود شکایات رایج از بازی اول، کمبود تنوع دشمن بود، و تیم توسعهدهنده استودیوی سانتا مونیکا به وضوح این انتقاد را برای ادامه بازی مورد توجه قرار داد. حتی با داشتن تنها پنج ساعت بازی, نسبت به کل بازی اول، انواع بیشتری از دشمنان را شاهد هستیم و با مینیباسهای بیشتری با مقدمات شکست و طراحیهای منحصربهفرد مبارزه خواهیم کرد. هر دشمن جدیدی هیجانانگیز نیست اما تنوع آنها قابل ملاحضه است، مخصوصاً دشمنان بزرگ و عظیم الجثه…همچنین چند مکانیک جدید به بازی اضافه شده است که کریتوس میتواند تکههایی از محیط، مانند صخرهها و درختان کوچک را بگیرد و از آنها برای وارد کردن سریع آسیبهای بزرگ استفاده کند. اضافه شدن این سلاح های محیطی یک لمس کوچک است، اما معلوم می شود که کندن درخت از ریشه و استفاده از آن به عنوان چوب بیسبال سرگرم کننده است.
یکی از نکات برجسته غیرمنتظره مربوط به میمیر است.Mimir این بار از ابتدا به شما ملحق می شود، برخلاف بازی قبلی. رابطه بین این سه مرد (آترئوس دیگر «پسر» نیست) چیزی شبیه به یک پدر سختگیر، یک بچه با استعداد اما بیش از حد غیرتمند و یک عموی باهوش است که توصیه های خوبی ارائه می دهد. آشنایی با دوستی حرفه ای در حال انجام ماموریت ها تجربه غنی تری را به مخاطب ارایه می دهد.البته همپوشانی این سه شخصیت اغلب به طور غیرمنتظره ای خنده دار است. کریتوس مردی واقعی است که هیچ تحملی برای شادی ندارد و میمیر شوخ طبع طراحی شده برای گفتن داستان و جوک است.
تاکنون، God of War Ragnarök انتظارات ناعادلانهای را که ما در بالای شانههای رنگ پریده و ابهتانگیزش گذاشتهایم برآورده کرده است. پنج ساعت اول بازی قابل توجه است، و می توانید احساس کند که سطح بازی به خوبی صیغل داده شده است.بازیگران بازگشته را به یاد میآورم،اکنون آماده دیدن بقیه سفر باشید و انتظار برای دیدن اتفاقات پیش رو واقعا سخت و طاق فرسا خواهد بود…